محیط طباطبایى:

به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان مى آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.

اینشتین:

افکار و اندیشه هاى انسان به گونه اى است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبناى جدید یا در مسیر خاصى قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابى مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصى بیندازد.

مُنْتِسکیو:

من هیچ غمى نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دوباره است. در دنیا لذتى که با لذت مطالعه برابرى کند، نیست.

کارلایل:

دانشگاه واقعى، جایى است که مجموعه اى از کتاب در آن جمع آورى شده باشد.

موریس مترلینگ:

آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمى گذرد، ولى کسى که به کتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامى که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم، به تنهایى براى او بهترین بهشت هاست.

آبراهام لینکلن:

بدون حکومت، مى شود زندگى کرد، ولى بدون کتاب و مطبوعات نمى شود.

وُلتر:

برگ هاى کتاب به منزله بال هایى هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایى پرواز مى دهند.

ویکتور هوگو:

خوشبخت، کسى است که به یکى از این دو چیز دست رسى دارد، یا کتاب هاى خوب یا دوستانى که اهل کتاب باشند.

جرج جرواق:

200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم تا بتوانم درباره شخصیت امام على علیه السلام بنویسم. اعراب آن روز، قدر على بن ابى طالب علیه السلام را نشناختند و او را درک نکردند. على بن ابى طالب علیه السلام متعلق به قرن بیستم است.

ابن ابى الحدید:

در عرض پنجاه سال عمر، هزار بار خطبه همّام را خوانده ام و هر بار اثر خاص بر من نهاده است. نمى دانم این اثر از شدت علاقه اى است که به گوینده آن دارم یا در تأثیر سخن است که بر من مى نهد.

سهراب سپهرى:

کتاب آسمانى ما (قرآن)، گذشته از جنبه الوهیت و تقدیس، از باارزش ترین شاهکارهاى ادبى جهان است.

سقراط:

جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مى یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.

بیهقى:

بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، مى توانى به آن سرگرم شوى. اگر او را هم راز خویش قرار دهى، سرّ تو را فاش نمى کند و با کتاب است که مى توان به دانش و نیکى ها دست یافت.

محمدتقى شریعتى:

من ده ساعت مطالعه مى کنم تا یک سخنرانى کنم و بعضى یک ساعت مطالعه مى کنند و ده مجلس حرف مى زنند.

مُنْتِسکیو:

کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمى دانید.

عماد کاتب:

تا به حال ندیدم کسى امروز کتابى بنویسد، مگر اینکه فردا مى گوید:

اى کاش این عبارت را تغییر مى دادم که اگر چنین مى نوشتم، بهتر

بود و اى کاش این جملات را اضافه مى کردم که اگر چنین مى شد،

نیکوتر بود و اى کاش این قسمت مقدّم بود که اگر چنین بود، جالب تر

بود و این شگفت انگیز و مایه عبرت است و این خود، دلیل بر جهل و

نادانى بشر است.

صادق طباطبایى:

کتاب را حافظه بشریت خوانده اند. مجموعه دانش و معارف تاریخ

مدّون چند هزار ساله را در کتاب مى توان یافت. هیچ کدام از وسایل

ارتباطى، ژرفاى لازم را در اندیشه و تفکر و حوزه قدرت خلاقیت انسان

آن گونه که خواندن و نوشتن پدید مى آورد، ایجاد نمى کند. از این رو

ترویج کتاب و کتاب خوانى، وظیفه و رسالت اصلى دست اندرکاران

فرهنگ و دانش جامعه ما مى باشد.

در شرایطى که روابط پیچیده اجتماعى و مشکلات روزمرّه، توان

مطالعه را حتى براى علاقه مندان به کتاب کاهش داده است، و وجود

رسانه هاى سمعى و بصرى خودى و غیرخودى، به دلیل سهولت

برقرارى ارتباط، اوقات فراغت آنان را پر مى کند و به موازات آن،

مشکل گرانى کاغذ و وسایل چاپ، نیازهاى مالى دست اندرکاران به

ویژه نویسندگان، مترجمان و مؤلفان را تأمین نمى کند، نمى توان براى

گسترش عناوین و افزایش تیراژها و کشاندن انسان ها به دنیاى کتاب،

به شعار و موعظه بسنده کرد.

آثار هلاکت بار و چندجانبه رسانه هاى ماهواره اى و ابعاد خطرناک و

مرموز آن، به اندازه کافى، روشن و چشم گیر است. اثرات سوء

تلویزیون و تماشاى آن، حتى در بزرگسالان، و نیز دگرگونى هایى که

تماشاى این جعبه جادو در کاهش قواى فکر جوانان و حتى

خردسالان قبل از دوران دبستان برجاى مى گذارد، جاى تردید، باقى

نمى گذارد که رهبران جامعه باید همه توان و امکانات موجود خود را

بسیج کنند و یک جریان و نهضت عمومى کتاب خوانى را تدارک ببینند.

به نظر نگارنده، این مسأله آن اندازه از اهمیت برخوردار است که حتى

باید با اختصاص درآمد حاصله از فروش یک روز نفت در سال براى تهیه

وسایل لازم چاپ و نشر، مقدمات توزیع ارزان و حتى در پاره اى از

سطوح رایگان کتاب را تدارک دید. پرداختن سوبسید براى کتاب، بدون

تردید، از تهیه پنیر و روغن ارزان کم اهمیت تر نیست.

اگر به ضرورت گسترش نشر کتاب و فراگیر شدن کتاب خوانى براى

حفظ فرهنگ انسانى و تقویت قدرت دفاعى انسان در برابر یورش پیام

آوران ویرانگر، اعتقاد داریم، باید از همه راه هاى ارشادى و تشویقى،

بهره جوییم، و حتى با برگزارى مسابقه هاى منطقه اى و سراسرى،

شوق و ذوق را در افراد جامعه، به ویژه جوانان برانگیزیم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389    | توسط: مهدی قاضی زاده    |    |
نظرات()